پس از شناخت علل، انواع، ويژگي ها و... در مورد مشکلات يادگيري دانش آموزان نوبت به تشخيص و درمان آن مي رسد. البته ما فقط راه هاي آن را بيان کرديم و مشخص است که تشخيص و درمان آن کار متخصصان اين رشته مي باشد.
مراحل ارزيابي و تشخيص مشکلات يادگيري
والدين و معلمين اولين کساني هستند که متوجه اختلالات يادگيري در کودکان مي شوند. عمده ترين شيوه هاي شناسايي و تشخيص اين گونه مشکلات، روش هاي مشاهده، مصاحبه و آزمون هاي رواني است.
روش مشاهده: مشاهده کودک در موقعيت ها و مکان هاي مختلف، اطلاعات زيادي را درباره او فراهم مي آورد که روش هاي ديگر قادر به تأمين آن نيست. مثلاً از مشاهده غير مستقيم کودک در کلاس درس مي توان ميزان تمرکز و توجه او را به سخنان معلم و ... به دست آورد.
روش مصاحبه: مصاحبه با کساني که نسبت به کودک شناخت کافي دارند مانند والدين و مربيان مي تواند در زمينه تشخيص مسائل کودک مؤثر باشد.
روش استفاده از آزمون هاي رواني:يکي از راه هاي مهم در تشخيص کودکان مبتلا استفاده از آزمونهاي رواني است . آزمون هايي مثل آزمون سنجش هوش وکسلر ،آزمون ديداري حرکتي بندر، آزمون ادراکي بينايي فراستيگ ،آزمون شنوايي وپمن، آزمون رشد حرکتي لينکلن- اوزرتسکي ،آزمون برتري طرفي و....
درمان اختلالات يادگيري
هر چند اختلالات يادگيري اصولا مسالهاي آموزشي است، اما از چندين جنبه مختلف مورد بررسي قرار گرفته است. بسياري از تلاش ها در اين زمينه از فرضيه نقص جزئي در مغز سود ميجويند و بدين ترتيب ميکوشند تا با ارزيابي مسائل فرض شده مربوط به اين نقص زيستي مشکل را برطرف کنند.
از جمله شيوههاي درماني رايج بر اين اساس، ميتوان به درمان رايج بر نگرش هاي ادراکي -حرکتي اشاره کرد.
در اين شيوه تلاش ميشود تا موقعيت هايي براي کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتي را از محيط دريافت دارد، به يکديگر ارتباط دهد و آن ها را دريابد. استفاده از روروک ، بازي هايي براي آموزش حرکت ، تمرينات روي تخته سياه براي رشد هماهنگي حرکت و ادراک ديداري ، حل معما در اين شيوه کاربرد دارد.
از روشهاي درماني ديگر ميتوان به روش ديداري حرکتي فراستيگ و شيوههاي رفتاري اشاره کرد. برخي از متخصصان حرفه پزشکي نيز معتقدند بايد به اين دسته کودکان دست کم به طور آزمايشي دارو تجويز کرد. با اين حال درباره تاثيرات دارو درماني روي دانش آموزان مبتلا به اختلالات يادگيري مطالعات انجام شده بسيار اندک است.
از سوي ديگر در نظر گرفتن امکانات آموزشي ويژه براي کودکان مورد توجه قرار گرفته است. مثلاً
استفاده از اتاق مرجع يا کلاس هاي ويژه. با اين حال مساله جاي دهي مبتلايان به اختلالات يادگيري در کلاس هاي مختلف هنوز مورد بحث بسياري از متخصصان آموزش و پرورش است.